download (3)

جلال ( حامد بهداد ) که تازگی همسرش شیرین را از دست داده به خانه خواهر همسرش میرود برای دیدن بچه هایش علی وسارا و نمی خواهد بچه ها را با خود ببرد با ترفند و تمهید باجناق اش بچه ها را سوار ماشین کرده و چند کوچه آنسوتر همسر دوم اش ( ژیلا شاهی ) را با خود همراه میکند و سفری جاده ای چهار نفره به درک تازه ای از آنها میرسیم .

رضا میرکریمی فیلمسازی که با کودک و سرباز شروع کرد و زیر نور ماه ،طلیعه سازنده ای با دورنمایه شخصیتی که در بحران هویتی گرفتار شده و چالش و فرازونشیبی از آدم ها و جامعه پیرامون را عیان می سازد و در هر فیلم و زمانه ای مختص با نمودارهای شکلی مانیفیست فکریش را با زبان سینما به تصویر می کشد .
خیلی دور خیلی نزدیک اوج پختگی فیلمساز در ریتم و ضربه آهنگی که شخصیت به پختگی میرسد و در اینجا چراغی روشن است از پرتو فکری و جهان بینی کسی که دین از منظر دیوانه ای که بخشیدن و دستگیری مستمندان برتری به شکل دین دارد و همین طور فیلم دختر و سایر آثارش و فیلم قصر شیرین با سینماگری روبروئیم که شخصیت های جانداری خلق میکند و با آشنازدایی یکی از اسم های زیبای شهر قصر شیرین همانند شهر زیبای اصغر فرهادی ما را به فراتر از نام شهر و جهانی که شیرین شخصیت غایب و میرای داستان از قصر جلال خلق می کند و چه نام با مسمایی از جلال و شکوه که این قهرمان با دو شخصیت علی و سارا یکی درونگرا و دیگری برونگرا یکی که جای پدر را لو میدهد سیگار هایش را بر زمین می اندازد و سارا دختر شیرین بودن هم که باید بامزه باشد و تخلی جلال و حوادث را تلطیف می کند .
بازیهای درجه یک از حامد بهداد و ژیلا شاهی و دو بازیگر خردسال در کنار فیلمبرداری که در خدمت محتوای فیلم است از لحظات اول فیلم با تصاویر محو با شخصیت و پریشانی شخصیت همراه میشویم تصاویر جاده ای در ماشین و بازی دنیای ذهنی بچه ها از شرکتی که دارند و ماشین برای آنها شرکت است و وقتی با زن بابای خود روبرو میشوند که بعنوان شریک معرفی میشود این شریک زندگی تمهید جالبی است تا هنگام دعوای پدر و زن بابا با این عنصر شراکت و سود و زیان شوخی تلخی انجام گیرد
جهان تلخ پدر با زندان و قتل و خالکوبی و دورغ و کلک همراه است همه جیز در هاله ای از ابهام و تردید است و در فیلمنامه با جزئیات درخشان و قطره چکانی نکات ریز بافته شده این نقش هزار نقش پر از نکاتی است که در جای خود از آن استفاده میشود (کاشت ،داشت، برداشت )ماجرای فروش قلب شیرین به فتوحی کارت پول پسر که مادرش قبل از عمل داده است , گلدانهای خالی ابتدا و ماجرای گلفروشی و همه و همه در جای خود قرار دارد.

در کنار دنیای شیرین بویژه سارا با مهر و سادگی و لطافت در کنار برادرش که همه پیش داوری ها ما را بیراهه می کشاند علی هر آنچه در ظاهر از سکوتش می بینیم از نقش پلیس ایفا کردن و در انتها شاید بنوعی نقش یاگوی داستان در لو دادن پدرش را می کشد در صحنه معرکه ای که پدر بدست برادر خانم ها یش کتک می خورد و علی در کنار سارا به سکوت نظاره می کند و به این کنتراست میرسیم از دنیای هیولاوار که هر کدام را محق میدانیم اینرا در صحنه ای که پلیس نقش بالا دست دارد و می خواهد اعمال قانون کند و جلال با رشوه دادن میخواهد زهر چشم بگیرد (ایده ی نزنی میزننت ) و در ادامه این روند با زن بابا که شماره شیرین را از دخترش می گیرد
تقابل زن دوم با سارا, زن دوم با جلال بازیهای پینگ پونگی از فرار از دست ماشینها برای رفتن به سمیرم که منتج به جدایی جلال از زن میشود این دنیاهای تلخ و شیرین بین بچه ها و پدر در جایی به اوج میرسد بچه ها در گوشه ای از بین راه که پلیس آنها را نگه داشته رفته اند باعتاب پدر سارا دخترش خودش را خیس می کند پدر در آغوش اش می کشد و از کودکی اش در ماشین در ادامه میگوید وما متوجه میشویم که کودکی تلخی داشته ماندن در آغل و از ترس خودش را خیس کردن حتی دو برادر خانم زن اول با آنها و باجناق همدلی میکنیم از عشق و نفرت و مصائب ضد قهرمان داستان جلال مردی که قلب همسرش را می فروشد اینجا دو کارکرد پیدا میکند فیلمنامه در عنصر محوری و شخصیت غایب با دقت در جزئیات موشکافانه شیرین که برای بچه ها قصری رویائی ساخته از پدری که شبیه افسانه ها با اسب سفیدش می آید و آنها را با خود میبرد قصر شیرین که حتی در نوشتن تیتراژ ابتدایی و پایانی کج و معوج نوشته شده است.
ترانه پایانی مرتضی پاشایی در تبلت همان تاثیری را دارد که در به همین سادگی ترانه محسن یگانه داشت و نشان از قدرت موسیقی به اندازه نمکی که در پیشبرد و تاثیر نهایی فیلم موثر است .
فیلمساز در جایی از فیلم از کنار دوربین خودش رد میشود به شیوه هیچکاکی و نشانه ای از احوالات و رمز و رازی از همه ما آدمهاست که در جهان پر از تناقصی اسیریم که شاید آهوی وحشی انتهای فیلم بدادمان برسد و در جهان تصادف لحظه ای بخود آئیم و لحظه ای درنگ کنیم قصرشیرین قصر خیالی شیرین از جهانی است که برای آیندگان ایران خانم ( کشور ایران ) آینده ای را نوید میدهد زیبا و روشن و این ما هستیم که می توانیم آنرا بسازیم یا ویرانش کنیم
نوشته شده : توسط ابوالفضل برزگر

منتشر شده ۲۷ مرداد ۱۳۹۸